عمومی

نقد سریال Dragons The Nine Realms چگونه اژدهای خود را در 1300 سال بعد تربیت کنید

سه گانه How to Train Your Dragons، یک داستان فانتزی درمورد ملاقات با یک اژدهای بامزه است که شما را دوست دارد و می‌خواهد رفیقتان شود. متاسفانه، در منطقه دور افتاده واکینگ‌ها، این آرزو برای بچه‌های عاشق اژدها، تبدیل به یک رویای دست نیافتنی شده است.

How to Train Your Dragons در واقع، به جای روایت کردن داستان خود در منطقه خیالی وایکینگ‌ها، در یک جای واقعی در دنیایمان قصه‌اش را می‌گوید. ایده‌ای که فیلم‌ها و دیگر آثار، با آن درگیری داشتند. سریال انیمیشنی جدید (از این ایده نیز استفاده کرده است)، به 1300 سال جلوتر از زمان اصلی وقایع می‌رود و با گروهی از نوجوانان امروزی، داستان را ادامه می‌دهد. چیزی که سبب می‌شود پرواز با اژدهاها و پیوند همیشگی با آن‌ها، از همیشه ملموس‌تر به نظر برسد.

جان تلگان، کسی که به عنوان نویسنده در سریال‌های قبلی How to Train Your Dragons فعالیت داشت، می‌گوید که Dragons: The Nine Realms داستان فانتزی اژدهایان را در یک محیط امروزی قرار می‌دهد. فصل اول بیشتر شبیه به یک معرفی است، اما مفهوم آن به طور بالقوه‌ای، از آن فوران می‌کند. و به طور کلی، Dragons: The Nine Realms دقیقاً همان چیزی است که نویدش را داده‌اند: مقداری از سرگرمی‌های کودکانه با چاشنی شوخی‌های بامزه.

فیلم How to Train Your Dragons، با رفتن اژدهایان به درون دنیای پنهان پایان یافت. یک شکاف عمیق در زمین، وقتی که هیکاپ و Toothless (بی‌دندون) متوجه شدند که اژدهایان و انسان‌ها نمی‌توانند در آرامش با یکدیگر زندگی کنند. سریال ما از اینجا شروع می‌شود. تام (جرمی شادا)، پروتاگونیست دلیر و بی‌تاب داستان، کسی که به درون این شکاف همراه با مادر دانشمندش سفر می‌کند. با اینکه تحقیقات بر روی این شکاف تمرکز دارد، در کنار آن تام با بچه‌های دیگری ملاقات می‌کند: جون (اشلی لیااُ) خیال پرداز که به سحر و جادو اعتقاد دارد. دی‌آنجلو (مارکوس اسکریبنر) که عاشق حیوانات است. یک بچه ارتشی بد اخلاق که تنها می‌خواهد دوست و یک خانه برای خودش پیدا کند. و الکس (ایمی گارسیا) خجالتی، یک نابغه تکنولوژی که کامپیوترها را برای سرگرمی هک می‌کند.

تام به صورت اتفاقی، به درون این شکاف می‌افتد، جایی که یک اژدهای سیاه سفید کنجکاو را ملاقات می‌کند – همانطور که واضح است، این اژدها از فرزندان Toothless و Lightfury محسوب می‌شود – و دنیای اژدهایان را کشف می‌کند. دنیایی که هزاران سال از چشم انسان‌ها مخفی بود. در نهایت، تمامی بچه‌های پایگاه درمورد این اژدهایان چیزهایی یاد می‌گیرند و هر کدام، برای خود اژدهایی را انتخاب می‌کنند تا با آن ارتباط بگیرند.

یکی از تفاوت‌های کلیدی بین Nine Realms و سه گانه اصلی (و حتی بیشتر اسپین آف‌ها) این است که Nine Realms، بیشتر مثل یک نمایش گروهی است. در حالی که سه گانه اصلی به شخصیت‌های زیادش می‌بالید، تمرکز اصلی همواره بر روی ارتباط بین هیکاپ و Toothless بود. آسترید، فیش‌لگز و دیگر وایکینگ‌ها به خاطر آن روایت متمرکز بر روی هیکاپ، در داستان محو بودند. اما در Nine Realms، هر کدام از بچه‌ها این فرصت را دارند همراه با اژدهایشان، خودشان را نشان بدهند. دی‌آنجلو می‌آید و توانایی‌های خودش را در دام پزشکی به نمایش می‌گذارد، در حالی که تام سعی دارد از یخچال چیزی را پیدا کند که بتواند به Thunder بدهد تا بخورد (و مشخص می‌شود که او ماهی لقمه یخ زده دوست دارد!).

در حالی که تنوع شخصیتی سریال فوق العاده است، طراحی شخصیت‌ها تعریف جالبی ندارد. گرافیک انیمیشنی با دیگر انیمیشن‌های تلویزیونی DreamWorks در سطح یکسانی قرار دارد. به این مورد توجه شود که این کیفیت نزدیک به محصولات سینمایی در سطح پایین‌تری قرار می‌گیرد. قرار نیست به این سریال تلویزیونی، بودجه‌ای همانند فیلم‌های سینمایی تعلق بگیرد و نه برایش مناسب است. اما این اختلاف توی ذوق می‌زند و سبب می‌شود بیشتر بینندگان را آزار دهد و کاری کند که علاقه کمتری به دیدن بقیه سریال داشته باشند. نکته جالب این است که دو سریال DreamWorks یعنی She-Ra and the Princesses of Power و Kipo and the Wonderbeasts از این کیفیت بد رنج نمی‌برند. با اینکه شخصیت‌های کودک انیمیشن، طراحی شخصیت‌های تقریباً بهتری را دارند، بعضی از شخصیت‌های بزرگسال، مخصوصاً مادر جون و پدر دی‌آنجلو، تناسبات کارتونی عجیب غریبی دارند که با یک رندر عجیب واقع گرایانه که شدیداً اضافه به نظر می‌رسند طراحی شده‌اند.

علی رغم همه این‌ها، شخصیت‌ها بامزه هستند. بیشتر لحظات شش قسمت سریال بر روی آماده سازی صحنه، معرفی هر کدام از بچه‌ها به همراه اژدهایشان و شخصیت پردازی تمرکز دارد. سریال با ملاقات تام و Thunder شروع می‌شود و در ادامه، در یک روند منطقی، ملاقات دیگر بچه‌ها را با دیگر اژدهایان نشان می‌دهد. تام و جون از کودکی یکدیگر را می‌شناختند و به همین دلیل، جون شخص بعدی است که درمورد اژدهایان اطلاعات کسب می‌کند و الی آخر. بله، این کلیشه‌ای است اما دیدار کردن این شخصیت‌های بامزه لذت بخش است. هر اژدها، بازتابی از شخصیت هر بچه است و هر بچه، باید قبل از ارتباط برقرار کردن با اژدها کمی به درون خودش نگاهی بیاندازد. این موضوع، سبب می‎‌شود یک عمق بسیار خوب به شخصیت‌ها در چند قسمت بدهد. یک چیز همیشه بامزه درمورد دیدن این اژدهایان ترسناک وجود دارد که وقتی با شخص مورد نظرشان ارتباط می‌گیرند، با لم دادن همانند یک گربه یا سگ با او گرم می‌گیرند. Nine Realms این حرکت را بارها و بارها انجام می‌دهد و همانند بار اول، این موجودات بامزه و دوست داشتنی به نظر می‌رسند.

علاوه بر اژدهایان، یک ارتباط ریزی بین این سریال و فیلم‌ها و دیگر اسپین آف‌ها وجود دارد. یک سری جزئیات هستند که در گوشه و کنار داستان، همانند خط‌های داستانی به خوبی پخش شده‌اند – مانند نبرد تام و علاقه مادرش برای کشف کردن چیزی جدید در راه علم علیه سازمان تحقیقاتی و هدفشان برای کسب کردن چیزی از کشفیات – به نظر می‌رسد که سریال، دارد آجرهایش را می‌چیند تا آرام آرام، چیزی بزرگ را خلق کند. سریال هیچوقت چنین چیز بزرگی را نمی‌سازد، حتی سعی می‌کند با نشان دادن یک صحنه غافلگیر کننده، بهانه‌ای برای ساختن اتفاقاتی بزرگتر را داشته باشد. یک زمین لرزه بزرگ و مرموز رخ می‌دهد و پایگاه تحقیقاتی را به خطر می‌اندازد. سرعت Nine Realms خسته کننده است، به جای اینکه در شش قسمت برای هر چیزی یک زمینه چینی انجام دهد، بر روی کشف کردن و ماجراجویی تمرکز می‌کند. در قسمت آخر به صورت کاملاً فرمولی، یک تهدید بزرگ را نشان می‌دهد بلکه در آینده بهانه‌ای شود تا داستان بهتر ادامه یابد. شش قسمت نیم ساعته چیزی نیست که با آن بتوانیم درست سریالی را قضاوت کنیم. اما با توجه به این محدودیت، Nine Realms سعی کرده داستانی را روایت کند که در آینده، بهتر و بزرگ‌تر شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − دو =

دکمه بازگشت به بالا