عمومیموضوع انشاویژه

انشا از زبان گلدان های مادر بزرگ

انشا از زبان گلدان های مادر بزرگانشا از زبان گلدان های مادر بزرگ

خورشید آرام آرام روی سایه ها را کم رنگ کرده و نور می بخشد و به لبه ی پنجره ی خانه ی مادر بزرگ می رسد و لبخند طلایی اش را به ما هدیه می کند.

بالاخره ذرات نور خورشید پاورچین پاورچین به صورت مادر بزرگ می تابد و او چشم هایش را باز می کند و طبق معمول هر روز نگاهش به کنار پنجره و شاخ و برگ و گل های رنگارنگ ما می افتد، لبخندی می زند و شوق گل دادن و سبز ماندن را در وجود مان زنده می کند.

آب پاش قدیمی و زیبای مادر بزرگ همین جا کنارمان است، او جلوتر می آید و آن را بر می دارد و پر از آب کرده و ما را حیات می بخشد و ما از این که برای مادر بزرگ این قدر ارزشمند هستیم غرق در شادی و شور می شویم.

او مهرش را همراه با قطرات آب در دل و جان مان می ریزد، در واقع این باران محبت اوست که سیراب مان می کند ما همه ی قصه ها، غصه ها و غم و شادی های مادر بزرگ را در دل مان نگه می داریم، او بار ها و بارها از تنهایی اش برای مان گفته و اشک های گرم و پر غصه اش از چشمان مهربانش چکیده است.

گویی صبور تر از ما کسی نیست تا به درد دلش گوش کند، ما هر بار آرزو داریم با شکفتن غنچه های مان بذر شادی را در دل مادر بزرگ بکاریم.

از در حیاط خانه ی مادر بزرگ که وارد می شوی گل است و گلدان تا پشت پنجره ی اتاقش که ما هستیم و از آن جا حیاط را تماشا می کنیم و مادر بزرگ مهربان ما، مانند فرزندانش از ما مراقبت می کند و صدایش همیشه در گوش مان است که به نوه هایش می گوید: عزیزم مواظب گلدان ها باشید که موقع بازی آن ها را زمین نیندازید.

مادر بزرگ حتی وقتی نوه های قد و نیم قدش را می بیند هم فراموش مان نمی کند، آخر ما رفیق تنهایی های مادر بزرگ هستیم و هیچ وقت او را تنها نمی گذاریم.

بعضی وقت ها بعد از این که خانه از هیاهوی بچه ها خالی می شود مادر بزرگ به سراغ ما می آید و با چشمانی خیس از تنهایی از خلوت شدن خانه اش گله می کند اما ما به روی او لبخند می زنیم تا شاید مرهمی بر درد دل هایش باشیم.

دعای هر روز ما این است که هر روز مادر بزرگ چشم هایش را بگشاید و به روی مان لبخند بزند زیرا ما سبزی و طراوت مان را از لبخند او داریم، دست های پر مهر او برای مان خانه ای از خاک ساخته است و اگر روزی او نباشد ما هم نیستیم، از خدا می خواهیم که همیشه نگهدار مادر بزرگ باشد.


(1) انشا از زبان گلدان های مادر بزرگ - پرشین جم
انشا از زبان گلدان های مادر بزرگ. خورشید آرام آرام روی سایه ها را کم رنگ کرده و نور می بخشد و به لبه ی پنجره ی خانه ی مادر بزرگ می رسد و لبخند طلایی اش را به ما هدیه می کند. بالاخره ذرات نور خورشید پاورچین پاورچین به صورت مادر بزرگ می تابد و


(2) انشا درباره گلدان گام به گام
انشا درباره گلدان انشا درباره گلدان مادر بزرگ یک گلدان عتیقه داشت. خیلی قدیمی و خیلی زیبا.آنقدر که نمی شد برایش قیمتی گذاشت. گلدان همیشه بالاترین نقطه ی قابل دسترسی خانه بود.


(3) انشا درباره گلدان مادربزرگ
18062020 انشا درباره گلدان مادربزرگ. ما گل ها و گیاهان از جمله بهترین دوست و همنشین انسانها مخصوصا افراد سالمند هستیم درست است همیشه ساکتیم و حرف نمیزنیم ولی تمام حرف ها و سخن های این آدمیزاد را با دل و جان گوش میدهیم.


(4) یک بند توصیفی در مورد گلدان گل انشا درباره گلدان گل ستاره
انشا درباره گلدان گل انشا توصیفی ستاره سرویس فرهنگ و هنر نوشتن یک انشا درباره گلدان به سبک انشا توصیفی، نیازمند دقت و جزیی نگری در ویژگی های یک گلدان است. گلدانی که میخواهید توصیف کنید میتواند به هر شکل و ظاهری باشد. یک گلدان تزیینی گران قیمت، یا یک گلدان سفالی ساده


(5) 10 نمونه انشا درمورد مادر با مقدمه بدنه و نتیجه انشا روز
24022019 متن انشا روز مادر متن انشا در مورد روز مادر انشا درباره مادر کلاس هفتم انشا در مورد مادر به زبان ساده انشا درمورد مادر به زبان کودکانه


(6) انشا درمورد زبان -
03012018 انشا درمورد زبان. الرحمنعلم القرآنخلق الانسانعلمه البیانخداوند متعالپس از یاد آوری آفرینش انسان مسئله آمرزش به کمک زبان یادآوری میکند.بزرگ ترین مظهر لطف و مهربانی خداوند به انسان این است که نعمت قدرت و تکلم و بیان را به او ارزانی داشته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 1 =

دکمه بازگشت به بالا