سرگرمیعمومیویژه

معنی و داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم

معنی عطایش را به لقایش بخشیدم یعنی چهعطایش را به لقایش بخشیدم کنایه از چیست

ضرب المثلعطایش را به لقایش بخشیدن ” زمانی به کار می رود که شخصی از روی خوبی و نیکی چیزی را به طرف مقابل که ممکن است عمل نا پسندی از او سر بزند، ببخشد.

گاهی اوقات سود دو نفر در موضوعی است که توافقی بر سر آن ندارند ولی یکی از طرفین تمام مزایای آن کار را نادیده گرفته و از خیر آن می گذرد و می گوید عطایش را به لقایش بخشیدم زیرا برخی مواقع مزایای به دست آمده از آن کار در مقابل چیزی که انسان از دست می دهد نا چیز یا کم ارزش است در نتیجه شخص با سبک و سنگین کردن جوانب موضوع، در می یابد که سود بیش تر در این است که بی خیال آن مسئله شود.

این ضرب المثل ریشه در یکی از داستان های نقل شده در گلستان سعدی دارد.

ریشه و داستان ضرب المثل

در زمان های قدیم تاجر آبرومند و با خدایی زندگی می کرد که با زحمت فراوان توانسته بود مال و ثروتی برای خود کسب کند، از بد حادثه، در یکی از روز ها که برای تجارت در حال سفر کردن بود گرفتار راهزنان شد و تمام دارایی خود را از دست داد.

روز ها با دشواری سپری می شد و تحمل وضعیت جدید، بی پولی و فقر برای تاجر بسیار سخت بود اما از آن جا که او فرد بسیار آبرومندی بود و تمام عمر دست نیاز به سوی کسی دراز نکرده بود دلش نمی خواست که از کسی کمک بخواهد به همین خاطر به همان پول کمی که برایش مانده بود قناعت می کرد و با آن روزگار می گذراند.

روزی یکی از دوستان تاجر که از وضعیت او آگاهی داشت به دیدارش رفت تا احوالی از او بپرسد، مرد تاجر با دیدن دوستش شروع کرد به درد دل کردن و گفت: در سفر که بودم راهزنان تمام دارایی ام را بردند، مقداری از آن پول های دزدیده شده متعلق به مردم بود که من آن را به امید یک تجارت پر سود قرض گرفته بودم، حالا هیچ پولی ندارم و موقع باز پرداخت قسط آن پول ها که برسد نمی دانم چه کار کنم و چه جوابی به مردم بدهم…

دوست مرد تاجر گفت: من مقداری پول دارم که می توانم آن را به تو قرض بدهم اما همان طور که خودت می دانی این مبلغ بسیار کم تر از آن است که بتواند مشکل تو را حل کند.

بعد کمی فکر کرد و دوباره گفت: اما یک راه حل برای تو دارم، تو می توانی پیش شخصی به نام میرزا غضنفر بروی، او مرد ثروتمندی است که به دیگران نیز کمک می کند، پیش او برو و تمام اتفاقاتی که برایت افتاده را تعریف کن بدون شک تنها میرزا غضنفر است که در این شرایط می تواند به تو کمک کند.

با این که تاجر شخص آبرومندی بود و برایش بسیار سخت بود که از کسی درخواست کمک کند اما به خاطر شرایط پیش آمده مجبور شد که همراه دوستش پیش میرزا غضنفر برود.

آن دو راهی خانه ی میرزا غضنفر شدند و زمانی که به آن جا رسیدند دیدند که خانه بسیار شلوغ است و افراد زیادی در آن جا منتظر کمک گرفتن از میرزا هستند، تاجر خجالت زده گوشه ای نشست تا خانه کمی خلوت شود و سپس ماجرا را برای میرزا تعریف کرده و از او مقداری پول بگیرد.

کمی که گذشت تاجر متوجه شد میرزا غضنفر آدم بسیار بد دهن و بد اخلاقی است و بابت هر پولی که به دیگران می دهد داد و بیداد کرده و ناسزا می گوید، به همین خاطر هر لحظه بیش تر از قبل از آمدنش به این خانه پشیمان می شد.

تاجر با خود فکر کرد سال هاست که با آبرو زندگی کرده اما حالا اگر از میرزا درخواست کمک کند ممکن است او داد و فریاد کرده و آبرویش را پیش بقیه ببرد، کمی سبک سنگین کرد و یک باره بلند شد و بدون آن که حرفی بزند از خانه بیرون رفت.

دوست تاجر که نمی دانست چه اتفاقی افتاده نیز سریع بلند شد و به دنبال تاجر رفت، زمانی که به او رسید دستش را گرفت و گفت: چه اتفاقی افتاد؟ چرا فرار می کنی؟ بیا تا دیر نشده برگردیم، کم کم نوبت ما نزدیک بود دیدی که کسی دست خالی از خانه ی او خارج نشده.

تاجر با ناراحتی گفت: بله شاید اگر من از بلاهایی که به سرم آمده بود برای میرزا غضنفر می گفتم او دلش به رحم می آمد و کمکی به من می کرد اما همان طور که دیدی او بد دهن و بد اخلاق است و در مقابل چیزی که می بخشد بر خورد بدی با نیازمندان دارد، ترسیدم که با من هم همین کار را بکند و آبرویم را پیش مردم ببرد.

دوست مرد تاجر گفت: آخر تو چه کار به بد دهنی و بد اخلاقی او داری؟ کافی است فقط ما چند لحظه ای داد و بیداد او را تحمل کینم تا پولی که نیاز داریم را از او قرض بگیریم، بعد همه چیز تمام است و تو به مشکلاتت رسیدگی می کنی و تنها زمان پس دادن قرض مجبوری یک بار دیگر او را ببینی.

تاجر گفت: بله همین طور است اگر من آن پول را بگیرم می توانم مشکلاتم را حل کنم و خودم را از این شرایط نجات دهم اما از آن پس با آن پول به هر کاری که بخواهم دست بزنم از خودم خجالت می کشم زیرا که برای به دست آوردن این پول شخصیت خودم را زیر پا گذاشتم، من این را نمی خواهم دوست من، من عطای این بخشش را به لقایش بخشیدم.

مبر حاجت به نزد ترشروی
که از خوی بدش فرسوده گردی
اگر گویی غم دل با کسی گوی
که از رویش به نقد آسوده گردی


(1) ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید
21.10.2021 داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید . مورد استفاده این ضرب المثل در مواقعی به کار میرود که شخصی بدون چشمداشت و توقع چیزی را از روی کرم ببخشد.


(2) معنی ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید - مهین فال
23.01.2017 معنی ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید این ضرب المثل در مواقعی به کار میرود که شخصی بدون چشمداشت و توقع چیزی را از روی کرم ببخشد. در روزگاران قدیم تاجری در هنگام سفر گرفتار راه زنان شد و تمام داراییاش را یک شبه از دست


(3) ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید
آکاایران داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید . به گزارش آکاایران مورد استفاده. این ضرب المثل در مواقعی به کار می رود که شخصی بدون چشمداشت و توقع چیزی را از روی کرم ببخشد.


(4) ریشه ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم - Persian Epoch
ریشه ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم تاریخ انتشار 13950816. نویسنده اپک تایمز. تاریخ انتشار 13950816. نویسنده اپک تایمز. اشتراکگذاری مطلب درویشی را گرفتاری ها پیش آمد. کسی به او گفت فلانی ثروت هنگفتی دارد


(5) عطایش را به لقایش بخشیدم -
یکی را دید لب فرو هشته و ابرو در هم کشیده و تند نشسته، برگشت و سخن نگفت. پرسیدنش چه کردی گفت عطایش را به لقایش بخشیدم مبر حاجت به نزدیک ترش روی که از خوی بدش فرسوده گردی اگر گویی غم دل، با کسی گوی که از رویش به


(6) معنی ضرب المثل شب دراز است و قلندر بیدار و داستان آن ستاره
03.10.2021 ضرب المثل شب دراز است و قلندر بیدار یکی از انواع ضرب المثل در مورد شب دراز است و تاکید بر عجله نداشتن و صبور بودن دارد. کاربرد، معنی و داستان ضرب المثل شب دراز است و قلندر بیدار را بخوانید.


(7) معنی عطایش را به لقایش بخشیدم - نسخهی قابل چاپ - انجمن
معنی عطایش را به لقایش بخشیدم - سکاندارناجی - 25-9-1393 1014 عصر گوناگون ضرب المثل ، معما ، چیستان فکر کنم تا به حال خیلی از دوستان اصطلاح عطایش را به لقایش بخشیدن شنیدید، میدونید این اصطلاح از کجا شروع شده


(8) داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید
داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید. این ضرب المثل در مواقعی به کار میرود که شخصی بدون چشمداشت و توقع چیزی را از روی کرم ببخشد. کد خبر 245197. 1628 - 11 آذر 1399. شیعه نیوز در روزگاران


(9) ریشه ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید
داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید. مورد استفاده این ضرب المثل در مواقعی به کار می رود که شخصی فاقد چشمداشت و توقع چیزی را از روی کرم ببخشد. در روزگاران قدیم تاجری در هنگام سفر گرفتار راه


(10) امثال و حکم و تفاوت آنها با ضرب المثل ها
ـ عطایش را به لقایش بخشیدم . ـ مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان . ـ در کار خیر حاجت به استخاره نیست . ـ حسابش با کرام الکاتبین است . ـ هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد . چنانچه وجوه اشتراکی برای ضرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × چهار =

دکمه بازگشت به بالا