عمومی

بررسی بازی Sonic Colors Ultimate چه کردی با خودت خارپشت آبی

شرکت سگا با آن غولی که سالها پیش بود، فاصله درازی دارد و حالا رسما شرکتی است که حرف خاصی برای گفتن ندارد. چند فرنچایز انگشت شمار هستند که سگا را زنده نگه داشتند و اگر ماریو نبود تا به کمک سونیک بیاید و بازی‌های مشترکی باهم داشته باشند، تکلیف سونیک هم مدتها پیش مشخص شده بود. سگا اصرار دارد که سونیک را در حالت سه بعدی خود نگه دارد و واقعیت اینجاست که سونیک در این کالبد، به اندازه ماریو سه بعدی جذاب در نیامده است و هنوز فرمول درست و حسابی برای این موضوع پیاده سازی نشده است.

  • ژانر

    پلتفرمر
  • تاریخ انتشار
    16 شهریور 1400
  • پلتفرم‌ها

    ایکس‌باکس وانپلی استیشن 5پلی‌استیشن 4پی‌سینینتندو سوییچ
  • ناشر بازی

    سگا
  • سازنده

    سگا
  • حالت بازی

    تک نفره
  • درجه سنی بازی
    مناسب برای همه

سونیک حالا 30 ساله است؛ ده سالی کوچکتر از همتای نینتندویی خود یعنی ماریو. او در این سی سال فراز و نشیب زیادی را طی کرده است و در برخی سالها واقعا تا جایی به بیراهه کشیده شده که همه طرفداران خود را ناامید کرده است. در ده سال اخیر، عناوین بسیار معدودی از سونیک بودند که توانستند حرفی برای گفتن داشته باشند. به جز موردی چون Sonic Mania که با نگه داشتن ریشه‌های این سری بازی توانست به جایگاه خوبی برسد، بازی‌های معدود دیگری هم بودند که بتوانند آبروی سونیک را کم و بیش بخرند؛ یکی از آنها Sonic Colors در سال 2010 بود که برای کنسول Nintendo Wii عرضه شده بود.

شرکت سگا برای سی سالگی سونیک انتخاب تقریبا مناسبی کرده است. هرچند دوستداران و طرفداران سونیک بعد از فیلم نسبتا خوبی که از این کاراکتر ساخته شد منتظر یک بازی جانانه و جذاب دیگر از این سری بودند که کاملا تازگی داشته باشد اما سندروم ریمسترها و ریمیک‌ها به سگا هم نفوذ کاملی داشته و این ناشر ژاپنی تصمیم گرفت به جای عرضه یک بازی جدید، یکی از معدود عناوین خوب این سری طی ده سال گذشته که کمتر گیمری فرصت تجربه‌اش داشته را به بازار وارد کند. یک دیدار مجدد با یک آشنای قدیمی که کمتر کسی آن را دید.

Sonic Colors برای کنسول دستی نینتندو دی اس و کنسول خانگی نینتندو وی عرضه شده بود و حالا با داشتن یک سری ارزش افزوده و بهبودهای جزیی گرافیکی پا به کنسول‌های نسل جدید گذاشته است. نسخه نینتندو سوییچ بازی آنقدری مشکلات فنی دارد که همه هواداران را عاصی کرده و نسخه‌های پلی استیشن و ایکس باکس کمی بهتر ظاهر شده‌اند؛ هر چند در نهایت نسخه عرضه شده جدید آن چیز دندان‌گیری نیست که هواداران قدیمی را به وجد بیاورد و نهایتا به درد کسانی می‌خورد که فرصت تجربه این بازی را مدتها پیش نداشتنند و از آن غافل ماندند.

بازی از داستان خاصی برخوردار نیست و مانند اکثر بازی‌های سونیک، داستان ساده آن تنها بهانه‌ای برای پوشیدن دوباره چکمه‌های سرعتی قرمز سونیک و گشت و گذار با آنها در مراحل و دنیای مختلف است. دکتر اگمن، دشمن همیشگی سونیک برگشته و این بار هم نقشه شومی در ذهنش دارد که سونیک و دوستانش قصد مقابله کردن با آن را دارند. هیچ پیچیدگی و توییست خاصی در داستان وجود ندارد و وجود کات سین‌های متعدد در خلال بازی که دیالوگ‌های بی‌نمک و لوسی را با خود به همراه دارند!!! نیز دردی را از این داستان آبکی وا نمی‌کند.

مهمترین تفاوت این بازی با سایر بازی‌های سونیک حضور یک سری Whip است، موجودات ریز و بامزه فضایی که دکتر اگمن مشغول شکار آنهاست تا از قدرتشان برای اهداف شومش استفاده کند و بتواند با سونیک مبارزه کند. این موجودات چند رنگ هر یک قدرتهای خاصی دارند که در طول بازی به سونیک اعطا می‌کنند. سونیک در مراحل پیچیده‌ای که در حال گشت و گذار است به این موجودات برخورد یم‌کند و با توجه به قدرت هر یک از آنها، می‌تواند یک ویژگی جدید پیدا کند.

قدرت ویپ‌ها جذاب است و کاری کرده که آن روتین تکراری همیشگی سری سونیک کمی عوض شود و دیگر فقط دکمه جلو را نگه ندارید و نهایتا به اینور و آنور بپرید. مثلا یکی از آنها کاری می‌کند تا سونیک مثل دریل بشود و بتواند به زیرزمین برود و حفاری کند؛ دیگری کاری یم‌کند که سونیک با سرعت جت به اینور و آنور بپرد و دیگری قدرت بی‌همتایی موقتی به سونیک می‌دهد. تقریبا 9 ویپ در بازی وجود دارند که قابیت‌های مختلفی به سونیک عرضه می‌کنند و البته یک ویپ هم مخصوص این بازی جدید طراحی و ساخته شده که جذابیت چندانی ندارد و قدرتی خارق ‌العاده را اعطا نمی‌کند.

طراحی مراحل بازی مثل همیشه جذاب است، باید اعتراف کرد بدترین بازی‌های سونیک هم طراحی مراحل جذابی دارد و حتی بدترین آنها یک سر و گردن از بقیه بازی‌های پلتفرمر جذاب‌تر است و با ماهیت سرعت بی‌نهایت سونیک همخوانی زیبایی دارد. سونیک بازی سرعت است و جنون سرعت در آن بیداد می‌کند، در مراحل متنوع این بازی هم این سرعت به معنای واقعی به گیمر منتقل می‌شود و البته این به خود بازی کردن شما هم بستگی دارد که بازی را جذاب‌تر پیش ببرید یا به تمام جذبه و زیبایی آن گند بزنید! اینجا باید بگویم که در برخی مواقع هم مشکلات بازی است که سکته ناقصی به گیم‌پلی سرعتی آن می‌زند و در اینجور مواقع، گیمر به سختی می‌تواند بازیسازان را ببخشد و از اشتباه آنها گذر کند!

طراحی مراحل به شکلی است که ارزش تکرار بازی در هر مرحله بسیار بالا است. تقریبا امکان ندارد هیچ یک از مراحل را با یکبار به اتمام رساندن به صورت صد در صدی کشف کنید و به تمام جزییات آن دسترسی پیدا کنید. سوراخ سنبه‌های زیادی در بازی وجود دارد که برای کشف برخی از آنها نیازمند آپگرید شدن و بازگشت به مرحله و تجربه مجدد آن هستید. این موضوع کاری کرده تا تعداد کم مراحل بازی و کوتاه بودن آن تا حدی جبران شود.

سازندگان در نسخه Ultimate که اخیرا عرضه کردند حالتی به نام Rival هم قرار دادند تا این جنون سرعت را به حد اعلا برسانند و کاری کنند که گیمر مجاب شود تا بازی را درست و یکدست پیش ببرد. در این حالت سونیک با همتای آهنین خود باید رقابت کند تا بتواند مراحل را پیش ببرد و هر یک سریع‌تر مرحله را تمام کنند پیروز می‌شوند.

بازی از منظر گرافیکی حرفی برای گفتن ندارد، همه چیز شبیه به همان حال و هوای ده یازده سال گذشته و دوران بازی‌های Wii است. یک سری بهبودهای گرافیکی به وجود آمده که در نسخه کنسول‌های پلی استیشن 5 و پلی استیشن 4 پرو بیشتر مشهود است و در نسخه‌هایی مانند نینتندو سوییچ اصلا به چشم نمی‌آید. به بیان دقیق‌تر باید گفت بازی روی پلی استیشن 5 به صورت 60 فریم بر ثانیه و با کیفیت 4K اجرا می‌شود و کمی بافت‌های گرافیکی و نورپردازی بهتر است اما در نسخه‌هایی مانند سوییچ همه چیز فاجعه آمیز به چشم می‌آید و باگ‌های فراوانی هم دیده می‌شود که باعث می‌شود روند گیم پلی سرعتی بازی به شدت آسیب ببیند. پس بنابرین بهترین تجربه بازی از لحاظ بصری کنسول‌های پلی استیشن 4 و 5 است، هرچند در بهترین حالت هم چیز خاصی برای نمایش وجود ندارد و بازی عملا تنها در بخش گیم‌پلی حرف‌هایی برای گفتن دارد و گرافیک آن بسیار کهنه است. ناگفته نماند موسیقی‌های جدید و صداگذاری مجدد بازی هم کمکی به بخش موسیقایی و صدای بازی نکرده و همه چیز همچنان بوی کهنگی می‌دهد.

سونیک زمانی برای خود ارج و قرب خاصی داشت و عرضه شدن هر نسخه از آن می‌توانست زنگ خطری برای تمامی بازی‌های هم سبک و پلتفرمر دیگر باشد. در حال حاضر مدت‌هاست که این موضوع سندیت ندارد و با اینکه سونیک به واسطه عمر سی ساله‌اش و حواسی که سگا نسبت به آن در تمام این سالها داشته، همواره اسمش بر سر زبان‌ها بوده اما واقعیت اینست که دیگر کسی تصور نمی‌کند که سونیک رقیب قدرتمندی برای سایر بازی‌ها باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × چهار =

دکمه بازگشت به بالا